۱۳۹۲ مرداد ۹, چهارشنبه



آقاي قصيم واقعا زمان سكوت و صبر ما هم پايان يافته!
بقلم: محمد بوستانی
اخيرا كريم قصيم علاوه بر انتشارنوشته هاي توابيني كه از افكار و انديشه هاي آزاديخواهانه به ابتذال و فرويديسم و مقولات شكم و زير شكم و اساساً پايين تنه اي سقوط كرده اند و دعوت به لذت زندگي در ميان مردم و كشفيات ديگري چون پايان راديكاليسيم و در دسترس نبودن سوسياليسم! افاضات ديگري فرموده اند از جمله اينكه سكوت و صبر فرساينده شان پايان يافته است!
كريم قصيم فرموده اند:
«
انتقادات براي بهبودي درون و نما و تآثيربخشي و جايگاه و منزلت مجاهدين و همه ماست. زمان سکوت و صبر فرساينده پايانيافته . همان طور که زمان خودسري اين و آن مسئول مقاومت پايانيافته.»
-
آقاي قصيم واقعا زمان سكوت و صبر فرساينده ي ما هم پايان يافته, خواهش داريم بر اساس همان منطقي كه خودتان مدافع آن هستيد بياييد و پاسخ انتقاداتي كه شوراي ملي مقاومت و انبوهي از هوادارانش در شيوه ي استعفاء شما و بعد زمانبندي استعفاء و بعد طرح انبوهي نكات غير منصفانه، در خوشبينانه ترين شكلش!! كه طي اين ساليان در شورا با وجود همه ي بسترها و زمينه هايي كه بخصوص براي شما فراهم بود و هيچوقت چيزي از شما دريغ نشده بود نگفته ايد ولي بعد از خروج يكدفعه صبر فرساينده تان پايان يافت و بيكباره مدعي همه چيز شديد. راستي اسم اين را بايد چه گذاشت كه در دوران همسنگري با شورا سكوت پيشه كرديد و اين ارزش والاي انتقاد و تصحيح اشتباهات را از آنها دريغ كرديد و از قضا بر له سياستهاي شورا انبوهي سخنراني كرده و جوهر مصرف نموديد كه همه ي مداركش الان موجود است ولي بعدا يادتان افتاد كه انگار دهانتان دوخته شده بود يا شانتاژ ”آنهايي كه خون بپا ميكنند“ باعث سكوت شما بوده.
آيا اين را در وهله ي اول نبايد پاسخ بگوييد و حداقل يك انتقاد كوچك بر اساس اصطلاح پر معني ايراني كه يك سوزن به خود زن و بعد يك جوالدوز به بقيه ، به خودتان بكنيد.
آقاي قصيم چرا بر ما خرده ميگيريد كه بدليل قلب شكسته ي انبوهي دوستان سابقتان كه في الواقع در قلبهايشان جا داشتيد و مورد احترام همه بوديد ولي بدليل اينكه بيكباره از خواب بيدار شده و 180 درجه مسير عكس را ميپيماييد، احساس ميكنند خنجري به پشتشان و به عواطفشان زده شده است و بجاي پاسخگويي به انتقاداتشان و شوك ناشي از غافلگيريشان ، شمشيرتان را از نيام كشيده و به قلع قمع ياران سابق خود مشغول شده ايد. آقاي قصيم آيا نبايد اول از خودسريهاي خودتان شروع كنيد؟ 
سئوال بعدي ما اينستكه اينقدر كه به توازن قوا پرداختيد و مدعي اشتباه مجاهدين در اين رابطه شديد فكر نميكنيد 32 سال دير از راه رسيديد!!!! چون بر اساس همين منطق شما مجاهدين نه در سال 2008 بل كه در قبل از سي خرداد 60 بدليل قانون تعادل قوا كه شرمگينانه اسم آن را ”توازن قوا“ گذاشته ايد بايد غلاف ميكردند و دست تسليم را بمانند همه ي گروههاي ديگر بلند كرده و سر به امام ميساييدند!!!!. 
آقاي قصيم اينكه الان در بيرون گود نشسته ايد و فرمانهاي مختلف صادر ميكنيد كه مجاهدين و شورا بايد چنين و چنان ميكردند براستي فكر نميكنيد قبل از ادعاي ارث بايد برادريتان را ثابت كنيد ؟ 
آيا فكر ميكنيد مبارزين اشرف و ليبرتي و اشرف نشانان به وكيل و وصي نياز دارند كه الان بي مهابا پشت ميكروفون رفته ايد؟!